“گابریل کوکو شانل (۱۸۸۳-۱۹۷۲)Gabrielle “Coco” Chanel
در میان طراحان مهم و کلیدی فشن که در قرن بیستم تاثیر ماندگار و متهورانه ای بر فشن زنان داشتند، گابریل کوکو شانل(۱۸۸۳-۱۹۷۲) سزاوار توجه ویژه ای است. شانل در سومور واقع در دره لور فرانسه متولد شد. او دوران کودکی فقیرانه ای داشت و آموزش سخت گیرانه صومعه را گذراند. مشکلات و سختی های اوایل زندگی، الهام بخش او شد تا زندگی کاملا متفاوتی را، ابتدا در صحنه نمایش با نام مستعار کوکو و سپس به عنوان یک کلاه فروش، دنبال کند.

شانل به کمک یکی از طرفداران مرد خود که کمک مالی قابل توجهی به او کرد و ارتباطات اجتماعی فراتر از مسیر حرفه او را برای او فراهم کرد، توانست در سال ۱۹۱۳ نخستین فروشگاه خود را در پاریس افتتاح کند. پس از آن با فروش کلاه ها و تاسیس شعبه محدودی از لباس، در شهر دیگری از دیوویل فروشگاه های شانل گسترش یافت، مشتریان اختصاصی یافت و به سرعت لباس های ورزشی و راحتی کاربردی او موفقیت بسیار زیادی پیدا کرد. بیشتر لباس های شانل از پارچه های کشباف تهیه می شد، پارچه ای که انتخاب آن هم غیرمعمول و غیرعادی بود و هم الهام بخش بود. پیش از اینکه این طراح استفاده از پارچه های کشباف را شروع کند، این نوع پارچه معمولا در لباس های زیر مردانه استفاده می شد. شانل در سال های نخستین فعالیت خود در حرفه طراحی، به خاطر موقعیت مالی وابسته و نامناسب خود، پارچه های کشباف را به دلیل قیمت پایین آن خریداری و استفاده می کرد. ویژگی ها و کیفیت این پارچه باعث شد تا شانل پس از اینکه در کار خود موفق شد و شغل او سود آور و پردرآمد شده بود، بازهم استفاده ازآن را ادامه بدهد. این پارچه به خوبی تزئین می شد، تا می خورد، چین می خورد و با طرح های شانل که ساده، کاربردی و اغلب الهام گرفته از لباس های مردانه بود- خصوصا اونیفورم هایی که در زمان شروع جنگ جهانی در سال ۱۹۱۴ رایج بود- مناسب و هماهنگ بود.
هنگامی که در آغاز جنگ جهانی، مشتریان طرفدار مد او پاریس را ترک کردند، بوتیک های شانل در بیاریتز و دیوویل رشد کرد.
سبک های منظم و آراسته شانل با خطوط جعبه مانند و دامن های کوتاه، به زنان اجازه داد تا لباسهای تنگ خود را کنار بگذارند، و آنها را برای فعالیت های عملی که در زمان جنگ مورد نیاز بود، آزاد گذاشت. عناصری از این طرح های اولیه، به نماد و نشانه های شانل تبدیل شد. شانل به عنوان یک زن به خود افتخار و مباهات می کرد که برای سایر زنان طراحی می کند. او در سال ۱۹۱۹، در سن سی و دو سالگی، از موفقیت عظیمی برخوردار شد و مشتریانی در سراسر دنیا یافت. او به زودی سالن طراحی زنانه سطح بالای پاریس خود را به ۳۱ Rue Cambon منتقل کرد، که امروزه به عنوان مرکز فعالیت سالن شانل باقی مانده است.
سبک شانل
شیوه زندگی خود شانل، اندیشه و تصورات او را در این مورد که زنان مدرن دنیا چگونه باید نگاه کنند، عمل کنند و لباس بپوشند، نیرو بخشید و تقویت کرد. هیکل لاغر پسرانه او و مدل موی کوتاه و پوست برنزه او، همچنین زندگی فعال و استقلال مالی او به یک ایده آل و آرمان بدل شد. شانل در تمام دوران فعالیت خود، در بسته بندی و بازاریابی گرایش و سبک شخصی خود موفق بود و در سرتاسر قرن بیستم، به یک داور عالی و برجسته ذوق و سلیقه زنان تبدیل شد.
تمایلات و توجهات پرحرارت و احساساتی این طراح، الهام بخش طرح های او بود. آپارتمان و لباس او با رنگ های محبوب او یعنی رنگ مایه هایی از رنگ بژ، مشکی و سفید مطابقت داشت. عناصری از مجموعه هنری و علاقه های تئاتری او نیز زمینه ها و موضوعاتی را برای مجموعه های او فراهم آورد. پس از آنکه شانل در یک مجلس بالماسکه مانند تصویر یکی از نقاشی های جین آنتونی وتیو(Jean-Antoine Watteau) حضور یافت، آن طرح را در یک لباس زنانه به کار برد.
او از میان دوستان خود، یک مهاجر روسی را استخدام کرد تا در کارگاه قلابدوزی و تزئینات او کار کند و طرح هایی را برای خصوصیات سخت گیرانه او خلق کند.

شانل در طول دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ به فعالیت خود ادامه داد تا بتواند لباس های موفقی را برای زنان خلق کند. در سال ۱۹۲۶، مجله آمریکایی وگو « پیراهن مشکی کوتاه» شانل را به فورد تشبیه کرد و به محبوبیت و شهرت نسبتا جهانی او در فشن اشاره کرد. در حقیقت این نوع پیراهن که مناسب استفاده در روز و شب بود، هم به طرح و بخشی اصلی در مجموعه فصل های بعدی شانل بدل شد و هم به عنوان لباسی کلاسیک در پوشش زنان قرن بیستم پذیرفته شد. این طراح درطرح های روز خود، از پارچه های ابریشمی نازک و توری طرح دار رنگارنگ زنانه نیز استفاده می کرد.
مجموعه لباس های شب به شکل خطی باریک و بلند بود که شانل به استفاده از آن شهرت داشت، البته او از تور، نوار و عناصر زینتی نیز در آنها ترکیب می کرد، که ظاهر کلی لباس را رومانتیک، دلچسب و زیبا می ساخت.
بازگشت مجدد شانل به فشن
شانل علی رغم موفقیت بسیار زیاد خود، هنگامی که فرانسه درسال ۱۹۳۹ به آلمان اعلام جنگ کرد، سالن خود را تعطیل کرد. سایر سالن های خیاطی زنانه فرانسه را ترک کردند، اما شانل جنگ پاریس و آینده نامعلوم خود را تحمل کرد. به دنبال پایان خصومت ها و حل برخی از مشکلات شخصی، شانل دریافت که نمی تواند زمان را به بطالت و بیکاری بگذراند. او موفقیت اولیه کریستین دیور و غالب شدن نظریه « نگاه جدید» او در دوره پس از جنگ را مشاهده کرد. هنگامی که بسیاری از افراد اهمیت و احترام دیور به زنانگی و نمایش دامن های پف کرده و حجیم و کمرهای باریک او را تحسین کردند؛ شانل احساس کرد که طرح های او دیگر نه مدرن هستند و نه برای زنان آزادی که با پذیرفتن نقش های فعال اجتماعی جنگ را سپری کرده بودند، مناسب است. او درست همانند زمان جنگ جهانی اول، به تقویت و تجدید نیروی فشن زنان مشغول شد.

او در این تلاش با چالش هایی مواجه بود: تامین سرمایه، فراهم آوردن و جمع کردن کارمندان جدید، جستجوی پارچه های جدید و در سن هفتاد سالگی با نسل جدید طراحان رقابت کردن. مجموعه بازگشت و رجعت شانل، در سال ۱۹۵۳ آغاز به کار کرد. اگرچه این کار یک موفقیت مهم و شاخص نبود، اما شانل استقامت به خرج داد. او در مدت سه فصل توانست از احترام و اعتبار جدیدی برخوردار بشود.

او نمونه های قدیمی و کلاسیک خود را به شکل امروزی و مطابق روز درآورد، طرح های فاستونی و راه راه مردانه کلاسیک را بازسازی کرد، تا اینکه جمعیتی از زنان ثرومند و افراد مشهور دوباره به سالن نمایشگاه او روی آوردند. کت دامن شانل، تهیه شده از پارچه فاستونی، با دامن کوتاه و بالاتنه بدون یقه تزئین شده با نوار و دگمه های طلایی، جیب های وصله شده و یک زنجیر طلایی که در حاشیه دوخته شده بود و از شانه ها آویزان بود؛ به نشانه و نماد نسل جدید تبدیل شد. شانل بار دیگر کیف های زنانه، جواهرات و کفش ها را به بازار عرضه کرد که در فصل های بعدی با موفقیت بسیاری همراه شد.
میراث او ادامه دارد
پس از مرگ شانل در سال ۱۹۷۱، چند نفر از معاونین و دستیاران او برای شعبه های آماده- پوشیدن و خیاطی زنانه سطح بالای او طراحی کردند، تا اینکه کارل لگرفلد(متولد ۱۹۳۸) در سال ۱۹۸۳ مسولیت طراحی بخش خیاطی زنانه سطح بالا و در سال ۱۹۸۴ بخش آماده- پوشیدن این سالن را برعهده گرفت.

لگرفلد مانند مجموعه های زمان بازگشت شانل، به طرح های پیشین نگاه کرد. در طرح های او جزئیات منحصر به مارک شانل از قبیل پارچه های فاستونی و راه راه مردانه، رنگها، زنجیرهای طلایی و چرم های کوک خورده ترکیب شده است و بر روی آن علامت CC دیده می شد.

در مجموعه های بعدی، لگرفلد گستاخ تر شد و برخی از مدل ها و ظاهرهای زنانه دهه ۱۹۶۰ شانل را بازسازی کرد. با توجه به اینکه پارچه کشباف محبوب شانل، در قرن بیستم به عنوان لباس زیر مردانه استفاده می شد، او حتی از تی شرت های مردانه نیز در طرح های خود استفاده کرد. با این وجود، توانایی لگرفلد در استخراج مستمر از بایگانی شانل، اهمیت سهم کوکو شانل در فشن زنان قرن بیستم را تصدیق می کند.
چند نمونه از طرح های شانل واقع در موزه متروپلیتن

پیراهن روز، ۱۹۲۴
پشم
شانل به خصوص برای لباس های راحتی ابتکاری خود معروف بود، او از بافتهایی از قبیل کشباف یا پارچه فاستونی و پارچه های مردانه کشباف راه راه، به دلیل مزیت های بسیار آن، استفاده می کرد. در این نمونه اولیه، او پیراهنی را خلق کرده است که هم سبکی بی نقص است و هم کاملا کاربردی است و عناصر ساختاری آن هم در جهت استفاده کاربردی است و هم زینتی است. پیراهنی مانند نمونه بالا که از پارچه کشباف نرم و انعطاف پذیر ساخته شده است، برای داشتن اندازه ای راحت و مناسب، نیاز به دوخت و درزهای زیاد ندارد. البته در این مدل درزها و دوخت ها نیز صاف و یکنواخت شده است و به حالت عمودی باریک طرح تاکید شده است. حتی از خود پارچه به عنوان تزئینات حاشیه، حلقه ها و گره های دگمه در بخش جلوی پیراهن و دگمه سرآستین ها استفاده شده است. این پیراهن در عین حال که طرح کلی زیبا و ظریفی دارد، مانند ژاکت ها و پلورهای راحتی که شانل در ابتدا در دیوویل می فروخت، به راحتی پوشیده می شود.

لباس شب، ۱۹۲۷-۱۹۲۶
ابریشم، نخ های فلزی، پولک ها
علاوه برلباس های راحتی ابتکاری انقلابی شانل، او با به کار بردن تور و قیطان های فلزی، قلابدوزی و تزئینات فراوان و استفاده از منجوق و مهره های تزئینی در لباس های شب خود، باعث ایجاد خطای حسی می شد که تصور می شد فلز به کشباف نرم تغیر شکل یافته است. این مهارت و استادی عالی و دقیق، در کارگاه قلابدوزی و تزئینات خود شانل انجام می شد. این مدل، تور فلزی و پولک های به کار رفته در در ردیف های روی هم افتاده را نشان می دهد.

کت و روپوش شب: ۱۹۲۷
ابریشم، نخ فلزی
این طراح متجدد و نوگرا برانگیخته شد تا شکل اصلی لباس ها را تسهیل کند و با توجه به طرح های ژاپنی، مجموعه شکل هایی با دوخت کمتر را ارائه بدهد. شانل در این نمونه، از یک پارچه راه راه استفاده کرد و از الگوی کیمونوی ژاپنی الهام گرفت، البته خصوصیاتی محافظه کارانه را به آن اضافه کرد. هنگامی که طراحان فشن غربی با نگاه به طرح های شرقی دریافتند که با استفاده از طول های دوخته نشده پارچه می توان پیراهن های جدیدی ایجاد کرد، این طرح استوانه ای پارچه به اشکال جدیدی از لباس تبدیل شد.

لباس روز، ۱۹۲۷
ابریشم، پشم، فلز
این لباس با عنوان « لباس مشکی کوتاه»، یکی از معروف ترین، محبوب ترین و با دوام ترین لباس های فشن زنان است. در این لباس، از طریق روش ها و تکنیک های خیاطی، یک پارچه ساده کشباف پشمی به مدلی عالی، زیبا و برازنده تبدیل شده است. جزئیات خیاطی سطح بالا مانند اتصال درزها و شکاف ها، پلیسه و چین ها که با دقت مرتب و آراسته شده است، حاشیه دامن که به شکلی عالی و ظریف پرداخته و کامل شده است و کمربند دست دوز، این لباس را یک نمونه عالی و باشکوه کمیاب ساخته است؛ یک مدل با ارزش و گرانقیمت از طرحی ساده که از مواد ساده و کم ارزش ساخته شده است. شانل از جزئیات خیاطی لباس های سواری زنانه، لباس های مردانه و اونیفورم های خدمت، در تلاش و جستجوی خود برای تصحیح لباس های زنانه به ساده ترین صورت و زیباترین و برازنده ترین شکل، استفاده کرده است.

یک دست لباس روز، ۱۹۲۷
ابریشم، پشم
شانل به خیاطی ملایم و لطیف تسلط داشت. در این لباس خاص، تکنیک های خیاطی با پرداخت های معین و معلومی از این طراح ترکیب شده است. حاشیه دامن پیراهن و تکه دوزی های پارچه ابریشمی نازک بر روی نیم تنه، با دقت برش خورده است تا با طرح گلدار پارچه هماهنگ و متناسب باشد. این پارچه با کوک های تزئینی محکم شده است، به روشی که درعین حال که کاملا زینتی به نظر می رسد، باعث تقویت و استحکام ساختار آن نیز می شود. این نوع خیاطی نرم و ملایم، در سیر تحول و تکامل مداوم این طراح، به نماد و نشانه ای از یک دست لباس شانل بدل شد.

لباس شب: ۱۹۳۸
ابریشم توری مشکی با پولک های رنگی
این آرایش و آتش بازی پولک های رنگارنگ در این پیراهن شب، که کنتس مادلین دی مونتگومری در سال ۱۹۳۹ آن را در یک میهمانی تولد پوشید، در اوج برازندگی و زیبایی و مناسب دنیای مد و اشرافیت دهه ۱۹۳۰ بود. هنگامی که آدولف هیتلر در سپتامبر ۱۹۳۹ اعلام کرد که آلمان با لهستان وارد جنگ شده است، دوره فریبندگی و زیبایی دهه ۱۹۳۰ به پایان رسید. از آنجایی که این پیراهن، با نقش و زمینه آتش بازی که در پولک های رنگی درخشان اجرا شده بود، درست پیش از شروع جنگ جهانی دوم تولید شد و مورد استفاده قرار گرفت، مفهوم سمبولیک اضافی نیز به همراه داشت. این پیراهن بخشی از مجموعه ای بود که در سال ۱۹۴۰ توسط اهدا کنندگان و دوستان آنها جمع آوری شد و به نیویورک آورده شد و در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شد تا سود آن در امور خیریه جنگ فرانسه استفاده شود.

پیراهن زنانه: ۱۹۳۵-۱۹۳۷
پشم
شانل در این نمونه از پارچه کشباف راه راه استفاده کرده است تا یک پیراهن یقه باز ورزشی جالب و نمایشی خلق کند. او این لباس را با خط های اریب، گوشه ها و زاویه ها و محل های تقاطع، مایل طراحی کرده است. کراوات دور یقه لباس به پیراهن ملوانان اشاره دارد، که تنها یکی از نمونه لباس های مردانه طبقه کارگر است که او در کارهای خود از آنها الهام گرفته بود. این پیراهن، ظاهر پسرانه گارسون مانندی که شانل در دهه ۱۹۲۰ از آن دفاع می کرد، را دنبال می کند. همراه شدن این پارچه خاص با نوع برش این بلوز، یک نوع لباس ورزشی خاص شانل را خلق کرد.

کت و دامن تئاتری: ۱۹۳۸
ابریشم
این کت دامن از مخمل ابریشمی به رنگ قرمز یاقوتی ساخته شده است و از لباسی در یک میهمانی بالماسکه در سال ۱۹۳۸ الهام گرفته شد. این نمونه، Watteau نامیده شد و به تقلید از لباس پیکره مردی در نقاشی از جین-آنتونی وتیو مدل سازی شد. این کت دامن ترکیب موفقیت آمیزی از سبک های تاریخی و معاصر بود. این کت با این هدف طراحی شده بود تا با یک دامن بلند گشاد پوشیده بشود. دیانا وریلند، مالک اصلی آن، زمانی که این لباس در قفسه لباس شخصی او قرار داشت، دامن آن را کوتاه کرد. خود شانل یک نمونه از این کت دامن را که از مخمل مشکی تهیه شده بود، پوشید.
منبع: دوخت . کام
funpatogh . com
برای دانلود کلیک کنید

برچسب ها:
زندگینامهی,
شانل,
کوکو,
گابریل
نوشته: admin
تاریخ: ۳ فروردین ۱۳۹۰